تبليغاتX
بوف تنهایی من

بوف تنهایی من

زنده برای عشق

C... S...

به زودی زود دارم میام
+ نوشته شده در  88/06/29ساعت   توسط ب و ف  | 

INspiRiNg wORkS

خوب ماجرا از اونجا شروع شد که داشتم گوگل ریدرمو چک می کردم که چشم خورد به پست آقای اولدفشن ...0
خانم ها ، آقایون ! معرفی می کنم ... 0

Image and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPic
Image and video hosting by TinyPic

تو زیبا هستی

ماجرا اینجوریه که یک سری آدم بیکار تو آمریکا خودشونو گذاشتند سر کارو پروژه ای طراحی کردند به اسم تو زیبا هستی
اولد فشن تو پستش می نویسه : آن‌ها به جای تاكيد بر تعريف خودشان، می‌گويند اين طرح می‌تواند همان معنايی را داشته باشد كه هر خواننده دوست دارد به آن نسبت دهد؛ به همين خاطر، بيانيه‌شان كوتاه است: آن‌ها طرح را پی ريخته‌اند تا عبارتی ساده اما پرشور را در جهان بپراكنند؛ تا دست ِ كم برای لحظه‌ای احساس خوبی نسبت به خود در ميان رهگذران خلق كنند؛ تا جهان كمی جای بهتری برای زيستن شود... آن‌ها از مردمی كه در اين پروژه مشاركت می‌كنند خواسته‌اند كه پس از نصب برچسب «تو زيبا هستی» بر در و ديوار جهان، عكسی از آن برای‌شان بفرستند تا در سايت منتشر شود
از اونجایی که منم آدمی بیکار هستم و تو اطرافینمم آدم بیکار کم نیستند می خوام یه اشتغالزایی اساسی بکنم البته فعلا قصدشو دارم و هنوز جز نوشتن این پست و اینکه به شما بگم تو خیلی زیبایی کاره دیگه ای نکردم
فعلا اینا رو داشته باشید تا بعد :

+ نوشته شده در  87/02/12ساعت   توسط ب و ف  | 

برای تو

از من به تو یک یادگاری

از تو به من یک نگاه

از من به تو یک آه

از تو به من یک فریاد

از من به تو یک تمنا

از تو به من .......

+ نوشته شده در  87/01/24ساعت   توسط ب و ف  | 

به سراغ من اگر می آیی به هنگام خوابهایم نیا که سخت در رویاهایم پیچیده ام

+ نوشته شده در  86/12/01ساعت   توسط ب و ف  | 

انسان ها را آیا به خواب ماهی ها جایی هست

در آن دریایی که به اقیانوسی می ریخت

پری کوچکی دیدم

که دلش را که به وسعت زندگی بود

در یک نی لبک چوبین عاشفانه می نواخت آرام ، آرام

پری کوچک تنهایی

که روزی مرا به یک بوسه به دنیا آورد

و یک شب به یک بوسه از دنیا خواهد برد

+ نوشته شده در  86/11/27ساعت   توسط ب و ف  | 

نام دیگر من



در سفرم بر خط زمان و مکان دیوانه وار می جویم اویی را که در لامکان بود و در زمان ایستاده اویی که به من گفت : کاملم کن
در سفرم در خط زمان و مکان عاشقانه می جویم اویی را
زندگی ها از سفرم می گذرد و دیگر تمیزی نیست بین عاشق و دیوانه بودنم که اکنون جنون نام دیگر من است
البته نه مجنون که مجنون لیلی داشت و جنون....جنون

+ نوشته شده در  86/11/06ساعت   توسط ب و ف  | 

در شب سرد زمستانی

دلم یهو کرسی خواست با یه مادرجون ، نه ... یه پدرجون اونی که ندیدمش ، دوست داشتم برام قصه بگه بعد پریش بیادو منو ببره ببره ببره تو قصه هاش .
بیادو ببره ببره ببره
+ نوشته شده در  86/10/19ساعت   توسط ب و ف  |